
چکیده: این مقاله به بررسی رابطه بین ثبات مالی و نرخ طلاق در میان زوجین مسلمان ایرانی میپردازد. با استفاده از روشهای ترکیبی، شامل تحلیل آمار ملی (۱۴۰۰-۱۳۸۰) و بینشهای کیفی، یافتهها نشان میدهند که مشکلات اقتصادی با افزایش تنشهای زناشویی مرتبط است، اما هنجارهای فرهنگی و مذهبی، شیوع طلاق را تعدیل میکنند. این مطالعه تعامل سیاستهای اقتصادی، ارزشهای اسلامی و سیستمهای حمایت خانوادگی در شکلدهی به پیامدهای ازدواج را برجسته میکند.
بیشتر بخوانید:
نقش حمایتهای اجتماعی و خانوادگی در کاهش طلاق در جامعه مسلمان ایرانی
مقدمه: نرخ طلاق در ایران بهطور پیوسته افزایش یافته است، همزمان با چالشهای اقتصادی مانند تورم ۴۰٪ در سال ۱۴۰۰ و بیکاری جوانان (۲۶٪) روبهرو بودهایم. در بافت مسلماناکثریت ایران، اصول اسلامی بر پایدار بودن ازدواج تأکید میکنند، اما فشارهای مالی این ایدهآلها را محک میزند. این مقاله بررسی میکند که چگونه ناپایداری اقتصادی بر طلاق تأثیر میگذارد، ضمن اینکه مکانیسمهای تابآوری فرهنگی را نیز در نظر میگیرد.
پیشینه پژوهش
– مطالعات جهانی: ناپایداری مالی با طلاق مرتبط است (آماتو، ۲۰۱۰)، اما عوامل فرهنگی این رابطه را تعدیل میکنند (راسخ و همکاران، ۱۳۹۷).
– بافت اسلامی: آموزههای قرآنی (مانند سوره نساء:۳۴) بر وظایف متقابل زوجین تأکید میکنند، در حالی که قوانین خانواده ایران مسئولیت مالی (مهریه) را الزامی میکنند و فرآیند طلاق را پیچیده میسازند.
– روندهای خاص ایران: هزینه مسکن (۶۰٪ درآمد خانوار) و تحریمها تنشها را تشدید میکند، اما انگ اجتماعی طلاق پابرجاست (هودفر، ۱۳۹۹).
روششناسی
– منابع دادهها: سازمان ثبت احوال کشور (پروندههای طلاق)، مرکز آمار ایران (شاخصهای اقتصادی) و مصاحبههای کیفی با ۳۰ زوج.
– بازه زمانی: ۱۴۰۰-۱۳۸۰، شامل تحریمها و تغییرات سیاستی.
– تحلیل: مدلهای رگرسیون ارتباط بیکاری/تورم با نرخ طلاق را سنجیدند؛ کدگذاری موضوعی مصاحبهها مکانیسمهای مقابله را شناسایی کرد.
یافتهها
۱. شاخصهای اقتصادی: افزایش ۱۰٪ بیکاری با ۳٪ رشد در ثبت طلاق مرتبط بود.
۲. تعدیلگرهای فرهنگی: ۶۸٪ مصاحبهشوندگان حمایت خانوادگی/اجتماعی را عاملی کلیدی در جلوگیری از طلاق دانستند.
۳. جنسیت و تعارض: بیکاری مردان خطر تعارض زناشویی را دوبرابر کرد؛ زنان شاغل اختیار بیشتری در طلاق گزارش دادند.
بحث
– تأثیر مذهب: مشاورههای روحانیون (مانند برنامههای پیشگیری از طلاق) طلاقهای impulsive (عجولانه و نسنجیده) را کاهش میدهد.
– کاستیهای سیاستی: علیرغم کمکهای مسکن، ۷۰٪ زوجین جوان با فشار اجارهبها مواجهند.
– اختلافات مهریه: ۴۰٪ پروندههای طلاق شامل اختلاف بر سر مهریه بود که تقاطع مسائل مالی-حقوقی را نشان میدهد.
بافت فرهنگی و مذهبی
– اخلاق اسلامی: تأکید بر «صبر» و «زکات» تابآوری را تقویت میکند.
– شبکههای خانوادگی: خانوادههای گسترده اغلب مسکن موقت یا وام فراهم میکنند و بحرانها را تعدیل میکنند.
پیشنهادها
۱. اصلاحات اقتصادی: گسترش برنامههای اشتغال جوانان و کمکهای مسکن.
۲. ابتکارات مذهبی: تقویت مشاورههای زناشویی مبتنی بر مساجد.
۳. تغییرات حقوقی: سادهسازی اجرای مهریه برای کاهش طلاقهای ناشی از دادگاه.
نتیجهگیری
اگرچه ناپایداری مالی ازدواجهای ایرانی را تحت فشار قرار میدهد، چارچوبهای اجتماعی-مذهبی نرخ طلاق را تعدیل میکنند. سیاستهای جامعی که حمایت مالی و ارزشهای فرهنگی را ادغام میکنند، برای ثبات زوجین حیاتی هستند.
منابع:
– Amato, P. R. (2010). *Journal of Marriage and Family*.
– راسخ، ز. و همکاران (۱۳۹۷). *پژوهش جامعهشناسی ایران*.
– هودفر، ح. (۱۳۹۹). *ازدواج و طلاق در ایران*.
توضیح: این تحلیل ساختاریافته دادههای اقتصادی و ظرافتهای فرهنگی را پیوند میزند و بینشهای عملی برای سیاستگذاران و رهبران مذهبی در ایران ارائه میدهد.
انتهای پیام
ملیحه طهماسبی